حضرت عباس(ع)-شهادت


چشم تو دیدم و چشم تر من ریخت به هم

حال با وضع سر تو،سر من ریخت به هم

نه علمدارِسپاهم،که سپاهم بودی

تا تو پاشیده شدی،لشکر من ریخت به هم

مادرم آمده بالای تن بی دستت

از به هم ریختنت،مادر من ریخت به هم

قبل از آنی که تنم زیر سم اسب رود

از تماشای تنت،پیکر من ریخت به هم

صحبت از معجر زینب شده از جا برخیز

حرف معجر شده و خواهر من ریخت به هم

بی تو ناموس مرا در ملاءعام برند

غیرت الله ببین دختر من ریخت به هم




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/16 | 03:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic