حضرت عباس(ع)-شهادت


یاوری نیست مرا خیز و ببین بی یارم

چشم خود باز کن ای قوت قلب زارم

با وجود تو دل اهل حرم قرص بوَد

تو که باشی به برم یک تنه لشکر دارم

کمرم تا شده برخیز علمدار جوان

با زمین خوردن تو خورد گره در کارم

نه عبایی نه جوانان که بیایند کمک

ناگزیرم که در اینجا بدنت بگذارم

از همه سو به تنت زخم روی زخم زدند

با عبا هم نتوانم که تو را بردارم

جمع جسم تو که نه-بس که به هم ریخته ای

نیست ممکن که دگر زخم تنت بشمارم




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات