امام زمان(عج)-مناجات محرمی –شب تاسوعا


با اینکه من در یاریِ دین عهد بستم

من بارها عهد خودم با تو شکستم

ما را قرار این بود، در بند تو باشم

دیدی که هم پیمانیِ خود را گسستم

گاهی که فکرِ آبرویم را نکردم

رسوا شدم، با دیگران از بس نشستم

غفلت مرا گاهی جدا انداخت از تو

از اینهمه بی حاصلی شرمنده هستم

میخواهی اصلا با منِ رسوا چه سازی

حالا که دیگر رو شده پیشِ تو دستم

با اینهمه پروندۀ زشت و خرابم

بر من کرم فرما چنان روز نخستم

پاکم کن و پیش حسینم باز گردان

عبد حسینِ تو من از روز الستم

آنقدر اربابم بمن دارد عنایت

انگار نه انگار عبد پَستِ پستم

شرمندۀ زهرایم و مدیون زینب

شرمنده ام که یاس را این بار خستم

امشب که هستم دست خالی تر ز هر کس

دست دعا بر دامن عباس بستم

جز زیر بار منت ساقی نرفتم

ساقیِ عطشان سازد از مِی مست مستم

سقای دشت کربلا! الغوث الغوث

دست علمگیر تو میگیرد دو دستم

ای وای دستان علمدارت قلم شد

فرمود اربابت که من از پا نشستم

فرمود اربابت که ای سالار لشگر

برخیز بنگر پیش این لشگر شکستم




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.