امام حسین(ع)-شب عاشورا


آخرین شب را کنارِ ما سحر کن ای پدر

چشمه ی زمزم شدی کم دیده تر کن ای پدر

خواندنِ قرآنِ تو بوی جدایی می دهد

کم دلِ بشکسته را زیر و زبر کن ای پدر

پشتِ خیمه رفته ای تا خارها را بر کَنی

کم برایِ ما دلت را خون جگر کن ای پدر

راستی گوشواره هایم یادگارِ اکبر است

باز هم زیبایی ام را یک نظر کن ای پدر

تا نگاهم می کنی!گریانِ مادر می شوی

کم مکّدر خاطرت از میخِ در کن ای پدر

گاه صحبت می کنی با عمّه از گودالِ غم

اندکی هم دخترت را با خبر کن ای پدر

این شبِ آخرِ بغل کن بوسه بر رویم بزن

صبر را در قلبِ زارم مستقر کن ای پدر

با عمو چیزی بگو‌ تا هرکجا حفظم کند

دخترِ خود را سفارش بر قمر کن ای پدر

تا گرفتم جا به ویرانه ..عزیزِ فاطمه

بهرِ دیدارم شبی را هم گذر کن ای پدر 




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.