امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


روی جسمَش نیزه و تیر و سِنان افتاده بود

زیر خنجر سر پناه کاروان افتاده بود

شمر،باچَکمه به روی سینه اش می ایستاد

در کنارش مادری قامت کمان افتاده بود

جای خود را با لَگَد های سَنان تعویض کرد

خنجر کُندی که دیگر از توان افتاده بود

یادگار مادر او را به غارت برده اند

جامه ی شاهی به دست این و آن افتاده بود

شمر از گودال بیرون آمد و از بخت بد

برق انگشتر به چشم ساربان افتاده بود

نعل ها طوری عمل کردند که از پیکرش

گوشه ی گودال قدری استخوان افتاده بود

در نگاه تار او اهل حرم می سوختند

قرعه ی آتش به نام کودکان افتاده بود

روی نیزه بستن سَر، کار آسانی نبود

از قضا این کار، دست کاردان افتاده بود

بارش ظلمت بیابان را به خون آغشته کرد

بر زمین آیات ناب آسمان افتاده بود

**

دخترش کنج خرابه ناگهان تبخال زد

چون که یاد ضربه های خیزران افتاده بود ...




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 03:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو