حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-شام غریبان


بگذار ناله از جگر خود برآورم

جانم بگیر تا شبِ غم را سرآورم

وقتی برای گریه ندارم،نگاه كن

باید كه كودكانِ تو را دربرآورم

جسمی نمانده تا كه سپر بیشتر شود

چشمی نمانده تا كه دو چشمی تر آورم

باید دو طفل بی نفسِ زخم خورده را

از زیر خارهای بلا پرپر آورم

باید كه چند كودك ترسیده ی تو را

از خیمه های مانده در آتش در آورم

تا ساربان نیامده انگشت را بلند كن

باید روم زِ دست تو انگشتر آورم

باید برای دختركانِ یتیم تو

قدری بگردم و دو سه تا معجر آورم

پیراهن امانتی مادرم كجاست

گشتم نبود تا كه بر این پیكر آورم

نامحرمی به ناقه‌ی عریان اشاره كرد

باید روم به علقمه آب آور آورم

گیسوی مادرت زِ گلوی تو سرخ شد

باید كه چادری به سر مادر آورم

تا باز هم نگاه كنم بر حسین خویش

باید باز هزار نیزه شكسته درآورم 




موضوع: شام غریبان،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو