حضرت عباس(ع)-شهادت


رفتی از خیمه و پا تا به سرم میسوزد

دلِ زینب(س)، دلِ زن های حرم میسوزد

گفتم عباس(ع)! فقط مشکِ خودت را بردار

بغض کردی و از این غم سپرم میسوزد

با لبِ تشنه، لبِ علقمه رفتی امّا

جرعه ای آب نخوردی! جگرم میسوزد

نیزه بر مشک زدندآبرویت ریخت زمین

گُر گرفتی و تنِ شعله ورم میسوزد

با غضب! تیرِ کجی رفته به خوردِ چشمت

اشک می ریزم و چشمانِ ترم میسوزد

آسمانم به زمین خورده چه بد! با صورت!

سر و پیشانیِ قرص قمرم میسوزد

غرقِ خون؛ «أدرک أخا» گفتی و بالای سرت-

مینشینم! بدنِ محتضرم میسوزد

بعدِ تو شعله می افتد به ستونِ خیمه

چوبِ گهواره! لباس ِ پسرم میسوزد!




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو