امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ای وای بر گودال

آخر حسین بن علی افتاد در گودال

 

چیزی نماند از او

وقتی تمام پیکرش شد بخش بر گودال

 

آمد به استقبال

با تیغ و تیر و نیزه و حتی تبر گودال

 

میرفت زیر خاک

جان پدر در پشت خیمه جسم در گودال

 

سر روی نیزه رفت

تن مانده، پس شد مبتدا نیزه خبر گودال

 

زینب اذیت شد

در کوچه های شام اما بیشتر گودال

 

**

 

زهرا قدش خم شد

وقتی که گیسوی حسینش نامنظم شد

 

خولی به راه افتاد

اما سنان با نیزه ای بر او مقدم شد

 

شمر از نفس افتاد

تا ضربه های خنجر کندش دمادم شد

 

تنها نه سر را برد

قدر مسلم بیش از اینها از تنش کم شد

 

او رحمت الله است

لطفش نصیب دست شوم ساربان هم شد

 

یک پیرمرد آمد

اوضاع جسمش با عصای او چه درهم شد

 

**

خواهر رسید از راه

ناموس حق از بین یک لشکر رسید از راه

 

وقت وداع آمد

وقت جدایی دل از دلبر رسید از راه

 

ای خاک بر فرقم

شاعر نگو که حرف یک معجر رسید از راه

 

بحث اسارت شد

آنچه نباید میشد آخرسر رسید از راه

 

دختر دلش لرزید

تا در دل شب زجر زجرآور رسید از راه

 

*

با سر رسید از راه

بابا برای شادی دختر رسید از راه

 

 




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو