حضرت زینب (س)-شام غریبان


گرچه دل ها هنوز آتش داشت

گرچه آن دشت پر ز پیکر بود

گرچه از لشگر بنی هاشم

هر طرف چند جسم بی سر بود

 

آنچه بعد از حسین غربت داشت

قصۀ شام غربت و غم بود

قصۀ خیمه های آل علی

که در آنشب خیام ماتم بود

 

حکم آمد که حمله آزاد است

هر غنیمت مباح شد ، بِبَرید

می ربودند کهنه پیراهن

از تن بی سرِ امامِ شهید

 

کفش و امّامه و لباس حسین

غارت دست این و آن شده بود

دزدِ انگشت و دزدِ انگشتر

در پی خاتمی گران شده بود

 

غارت خمیه ها که شد آغاز

شعله ور شد زبانۀ آتش

روی دامان یک صغیرۀ ناز

بود چندین نشانۀ آتش

 

راه مقتل که از کسی پرسید؟

آن عرب را قسم به قرآن داد

طفلک از چشم عمه ها گم شد

عاقبت زیر بوته ها جان داد

 

سوی صحرای تیره و تاریک

آل زهرا فرار می کردند

با خدا کودکان همه سخن از

عمۀ بی قرار می کردند

 

ای خدا عمّه کعب نی نخورَد

او ولی دیده بر امامش دوخت

رفت در حلقه های آتش و گفت :

ایخدا سَروَرم در آتش سوخت

 

ناسزا هم حلال و جایز شد

نارواها به هل اَتی گفتند

گفت با گریه سید سجاد

هرچه می خواستند بما گفتند

 

من چه گویم ، خدا ، زبانم لال

عده ای هجمه ناگهان بردند

کوفیان حرام خور حالا

دست بر معجر زنان بردند

 

نی غلط گفتم ، اشتباه کردم

چادر بانویی فقط می سوخت

مثل آن کوچه باز باید گفت:

سینه و پهلویی فقط می سوخت

 

واگذارید روضۀ اسرار

تا قیامت نگفته ها باشد

اصلاً این روضه ها دروغی بود

تا همین جا شنفته ها باشد

 

اصل روضه امام می خواند

بگذارید صاحبش آید

خون مظلوم و داغ مظلومه

بگذارید طالبش آید




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو