حضرت زینب(س)-روز یازدهم


ظهر روز واقعه دیدم که جانم میرود

جان به کف سمت عدو سرو روانم میرود

سرو‌ من سرمست بود و سر سپرد و جان فشاند

سرفراز از وادی نی سایه سارم میرود

خیمه های شعله ور تکرار دیوار و درند

باغ ما آتش گرفت و باغبان هم میرود

داغ دیدم پشت داغ و صبر کردم پشت صبر

عمر من همگام با اندوه و ماتم میرود

جان من بر نیزه و جسمم میان کاروان

من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

روی همچون ماه تو خونین و خاک‌آلوده است؟

یا منم اینجا که نور از دیدگانم میرود

جسم پاکت مانده جا در آستان نینوا

زین جدایی تا مدینه سوز آهم میرود

باز میگردم به سویت وعده ما اربعین

گرچه با این اربعین عمر گرانم میرود

 




موضوع: روز یازدهم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 02:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.