حضرت زینب(س)-کوفه


به ما ز راس غریبی خبر دهد نیزه

تمام دلخوشیه زینب است بر نیزه

سری به نیزه شد و آفتاب را گریاند

سری که شد سر بغض علی به سر نیزه

به صبح نیزه و ظهر و غروب هم نیزه

و خورده اند یتیمان تو سحر نیزه

یکی ز دخترکان تو گفت:یا ابتا

زدند بر سر طفلت حسین!سر نیزه!

رباب همسفر حرمله!بیا و ببین

نگاه مضطرب شیرخواره بر نیزه

مپرس حال مرا خوب نیست احوالم

ز بس نظاره شدم در کنار هر نیزه

فتاده ای ز نوک نی بلند مرتبه شاه

هزار بار شدی جا به جا به هر نیزه

به بزم کوفه برادر تو گیر افتادی

سکوت کرده ای اما لبالب از دادی




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 07:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو