حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


السلام ای نفس ِ بادیه باغ از چشمت

كه گرفته ست بجز اشك؛ سراغ ازچشمت

آمدم داغ شوم یكسره داغ از چشمت

از من ِ گمشده فریاد و چراغ از چشمت

تو فقط از دل یك حادثه تابیده شدی

شرف حیدری ای ماه؛مگر دیده شدی ؟

 

آمدم دست به دامان تو باشم زینب

ریگِ پابوسِ بیابانِ تو باشم زینب

لحظه ای مات و پریشان تو باشم زینب

لحظه ای قاریِ قرآن تو باشم زینب

هیبت‌نام‌تو چون‌کوه چنان پابرجاست

تا به نام تو رسیدم‌ ادب از جا برخواست

 

چیزی از وسعت نام تو نگفتم هرچند

زده ام بال دلم را به تماشا پیوند

تو روایتگر دردی ؛چه رسایی چه بلند!

چقَدَر آیه به فریاد لبت آمده اند

پوشش كعبه ای و آل امیّه فیل اند

و ابابیل سخن های تو در تنزیل اند

 

قد خورشید اگر خم شده می باری تو

زخم اگر وا بشود دست  پرستاری تو

چادر از سوره ی(والیل ) به سر داری تو

آه زینب ! چقَدَر حیدر ِ كرّاری تو ؟

تو شهیدی ! همه ی فاصله ها می دانند

عمق فریاد تو را سلسله ها می دانند

 

شب سنگین اسارت ؛عطشی بی پایان

محرمت حسرت و تاریكی و اندوه گران

بتِكان! هرچه غمِ خون شده داری بتكان!

بنشین روبرویِ نیزه ی عباس و بخوان :

)امشب ای ماه !به دردِ دل ِ من تسكینی

آخر ای ماه ! تو همدردِ من ِ مسكینی (




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو