امام حسین(ع)-شهادت


تو در عین غریبی برتمام خلق سلطانی

تو دراوج عطش آبی تو دریای خروشانی

اگرچه اهرمن انگشترت رابرد می بینم

تو درملک خدا تا عرصه محشرسلیمانی

تو هم خون خدا هم زاده خون خداوندی

تومجروحی تومذبوحی توعریانی توعطشانی

نیازی نیست تا قرآن بخوانی برفراز نی

تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی

به تن داری هزاران زخم تیرو نیزه و خنجر

نباید سنگ بارانت کنند آخر تو مهمانی

نصیحت می کنی در زیر خنجر قاتل خودرا

زبس دارای لطف و رحمت و عفوی و احسانی

به زخم پیکرت ای جان جان عالم هستی

چرا خورشید می تابد تو خود خورشید تابانی

برای گوشواره گشت گوش دخترت پاره

ندانستند تو خود گوشوار عرش رحمانی

جرا بین دو نهر آب لب تشنه تورا کشتند

نگفتند ای همه اسلام آخر تو مسلمانی

تو که چشم خداوندی به میثم باز کن چشمی

قبولش کن بگو میثم تو ما را مرثیه خوانی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.