ورود کاروان اهل بیت(ع) به شام


دم دروازۀ ساعات خدا رحم كند

به دلِ عمه سادات خدا رحم كند

محملم پرده ندارد مددی یا ستّار

حاجتم وقت مناجات خدا رحم كند

چشم من تار شده ، یا تو به هم ریخته ای

گریه دار است ملاقات خدا رحم كند

كو علمدار حرم ؟ آبرویم در خطر است

وسط این همه الوات خدا رحم كند

سَرِ بازار به انگشتْ نشانم دادند

رد شدم با چه مكافات خدا رحم كند

به همان خنجر كُنْدی كه تو را زَجْرَت داد

می كند شِمْر مُباهات خدا رحم كند

سرت از نیزه زمین خورد دلم ریخت حسین

زیر پا رفتی ؟ به لبهات ْ خدا رحم كند

نیزه نیزه شده از بس گلویِ پاره تو

گُم شدی بین جراحات خدا رحم كند

به حرم چون لبِ تو چوبِ حراجی زده اند

تا نمیرم ز بلیّات خدا رحم كند

چشم یك شهر به دنبال كنیز است حسین

تا كنم حفظ امانات خدا رحم كند

چانه می زد سَرِ گهواره یكی پیش رباب

بهر تسكین مصیبات خدا رحم كند




موضوع: كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 12:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو