ورود کاروان اهل بیت(ع) به شام


بس احترام دیدیم آنهم چه احترامی

در حال انتقامند آن هم چه انتقامی

بغض گلو گرفته فریاد داد و بیداد

یک قافله سکوت و غوغای بی کلامی

اطرافمان به شادی سرگرم رفت و آمد

دلشادمان نکردند...حتی به یک سلامی

از کوچه هاو بازار در بین چشم انظار

ما را عبور دادند این مردم حرامی

دلخسته از اسارت مجروح از جسارت

من اینچنینم و تو زخمی سنگ بامی

من کشته ی نگاه  یک مشت لا ابالی

تو کشته ی مرام یک مشت بی مرامی

پا تا سرم کبودی ؛ دور و برم یهودی

در بین ازدحامم آن هم چه ازدحامی

بالای نیزه وطشت روی درخت وخورجین

هم سنگ خورده هم چوب برآن لب گرامی

با اینکه من صبورم خورده ترک غرورم

لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی

لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی

لعنت به مرد شامی...لعنت به مرد شامی




✔️ موضوع : كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 01:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic