پایان ماه محرم


ای دل مگر نه خاتم ماه محرم است؟

بازاین چه شورش است که در خلق عالم است

گر ماجرای کوفه و کرب و بلا گذشت

بازاین چه نوحه و عزا و ماتم است

گویا طلوع کرده به شام آفتاب عشق

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

صبح ورود شام چنان تیره بُد کز آن

کار جهان و خلق جهان جمله بر هم است

سرهای کشتگان همه بر دوش نیزه ها

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

آن محشری که کرد به پا چوب خیزران

بی نفخ صور خاسته تا عرش عرش اعظم است

رشک ملک خرابه نشین شد که محتشم

گفتا عزای اشرف اولاد آدم است

**

ویرانه و دل شب و دردانه و پدر

آری بساط عشق به خوبی فراهم است

فردا سپیده چشم در آن بزم تا گشود

بر گرد شمع دید که پروانه ای کم است




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/7 | 12:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو