کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در شام


کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من!

وای از شام که بغض پدرم را دارند.‌.

 

سرهرکوچه معطل شده ام،خسته شدم!

چشمشان کور! همه قصد تماشا دارند!

 

سر بازار که رفتیم سرم داد زدند...

ای ابالفضل بیا! نیت دعوا دارند!

 

جگرم سوخت زمانیکه رقیه میگفت

عمه جان!اینهمه دختر همه بابا دارند

 

دخترانی که پس پرده عصمت بودند..

بعد تو در وسط مجلس می جا دارند!




موضوع: كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/8 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو