کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در شام-مجلس یزید ملعون


خورجینی دوان دوان می رفت

دست بوسیِ خیزران می رفت

 

در هیاهویِ غارت خیمه

دور از چشم ساربان می رفت

 

چه عجولانه داشت سر می برد!

مثل تیری که از کمان می رفت

 

بی توجه به ناله ی زهرا

خورجین داشت همچنان می رفت

 

خواهری خسته از ته گودال

ناله هایش به آسمان می رفت

 

پیکری زیر نعل ها بود و...

درد تا مغز استخوان می رفت

 

چه سرِ کشتی نجات آمد؟

شعله در جانِ بادبان می رفت

 

خنجر کُند شمر بدبین بود!

در غلافش چه بد گمان می رفت

 

خرجِ کاخ و حرمسرای یزید

داشت از جیبِ کوفیان می رفت




موضوع: كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/9 | 12:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.