کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در شام-مجلس یزید ملعون


همین که نامِ بلندت به هر زبان افتاد

چه شور و وِلوِله ای در دل جهان افتاد

 

برایِ ذکرِ مصیبت دلم گرفت آتش

و سیلِ گریه و ماتم به عمقِ جان افتاد

 

به وقتِ غارت و حمله چه بر سرت آمد؟

که شمر خسته شد و خولی از توان افتاد!

 

به روی نیزه و در جمع این حرامی ها

رقیه(س) دید تو را و نفس زنان، افتاد

 

یزید بیشرف اما میانِ بزمِ شراب

به جانِ زخمِ سر و صورت و دهان افتاد

 

به رویِ طشت طلا و به پیشِ چشم همه

چقدر روی لبت ردِّ خیزران افتاد!!




موضوع: كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/9 | 12:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.