کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در شام-مجلس یزید ملعون


سر بریده سمیع و بصیر مادر بود

لبان خونی او دلپذیر مادر بود

اگرچه رفت به بالای نیزه اما او

همان حسین گل و سر بزیر مادر بود

صدای قاری قرآن ز طشت زر آید

نفیر حلق پسر از ضمیر مادر بود

لبی که چوب خورد خنده رونمیگردد

تبسمش به یتیمان بشیر مادر بود

میان طشت طلا آنچه از گلو آمد

نه خون حنجر او بلکه شیر مادر بود

به طول واقعه در انتقام سیلی بود

رخش کبود زضربه نظیر مادر بود

زکوچه ای که گذشت از مدینه تا شامات

تمام مدت ره در مسیر مادر بود

امام وقت که شد بسته در غل و زنجیر

به احتجاج کلامش سفیر مادر بود

تحمل کتک و تهمت کنیزی هم

فقط بخاطر امر خطیر مادر بود

قسم به حق که همه خطبه های این مدت

نه سوز داغ که خیر کثیر مادر بود

حسین شهید ره مادر است و زینب هم

اسیر دشمن او نه اسیر مادر بود

قیام سرخ حسینی که گشته عالمگیر

زانقلاب غریب و کبیر مادر بود

تمام نیت و انگیزه های این نهضت

به یک هدف شده آنهم غدیر مادر بود




موضوع: كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/9 | 12:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو