امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ای کاش می شد من هم این شب ها

در گوشه ای دنج از حرم بودم

یا نوحه ای پرشور باشم ، یا

ترکیب بند محتشم بودم

 

می شد شبیه پرچم سرخی

بر روی بیرق ها رها باشم

در دسته های سینه زن...گاهی

در هیئت زنجیر ها باشم

 

می شد که تا مرز شلمچه رفت

می شد که زد دل را به جاده رفت

می شد شبیه خیل مشتاقان

تا کربلا پای پیاده رفت

 

با تو محرم را صفر کردم

با تو چهل شب را سحر کردم

هر وقت یاد زینب افتادم

خون گریه ها را بیشتر کردم

 

هر وقت یاد زینب افتادیم

معجر دوباره یادمان آمد

از خیزران، از شام، از غربت

از گوشواره یادمان آمد

 

می خوانم از چشم عزاداران

مقتل به مقتل از لهوفت را

تا دین جدت را بفهمم، باز،

می خوانم امشب "یا سیوف..." َت را*

 

چشمان خیس روضه خوانانت

مضمونی از جنس غزل دارد

چایی روضه نزد ما طعمی

شیرین تر از طعم عسل دارد

 

حال خوشی دارم اگر چه اشک

در سطرسطر شعر من جاریست

این چشم و روی خیس در عالم

تنها مسیر آبرو داری ست...

 

* «إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یَستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیُوف خُذینی»

اگر دین جدم محمد (ص) جز با کشته شدن من باقی نمی ماند پس ای شمشیرها! مرا دریابید...!




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/16 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.