حماسه اربعین حسینی(ع)


 آغازِ ما تویی و سرانجام ما تویی

بی تو، مسیر عشق به آخر نمی‌رسد

 

بر سردرِ سرای محبت نوشته اند:

با سر، کسی به محضر دلبر نمی‌رسد

 

در راهِ جابر، این همه عمار و میثم است

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

 

سالار هر مبارز بی ادعا، حسین!

ای کشته ی وحوش مقدس نما، حسین!

 

باز برخیز که در قافله حاضر باشی

در جهان گذرایی، که مسافر باشی

 

وقت جبران نشستن شده، برخیز و بیا

اربعین است، در آن کوش که جابر باشی

 

در مسیری که در آن یار طلب کرده، تو را

شرط اول قدم آن است که ناصر باشی

 

چه کریم است، اگر حر بشوی می‌بردت

تا که هم پای حبیب ابن مظاهر باشی

 

کربلای تو همینجاست همین امروز است

عهد کن با ولیِ عصر، معاصر باشی

 

در دل اگر که گندم ری کِشته ای نیا

خود را به پای دِرهم اگر کُشته ای نیا

 

نورش نصیب قلب منافق نمیشود

دلبسته ی مقام، که عاشق نمیشود

 

جای نشستن است مگر زیر نام تو؟

بی رگ، چگونه دم بزنم از قیام تو؟

 

این دستها که چوب علَم را گرفته اند

بی شک، چنین گلوی ستم را گرفته اند

 

بر کشتی نجات خدا، ناخدا، حسین

راز به هم تنیدن دلهای ما، حسین

.

«حُبُّ الحسین یَجمَعُنا» شد نشان ما

در خیمه ی حسین، یکی شد زبان ما

 

محشر کبری به پا کرده است آن «ذبح عظیم»

بار بربندید، «بسم الله الرحمن الرحیم»




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو