بازگشت کاروان اهل بیت(ع) به مدینه


کاروان عشق را سوی وطن آورده ام

نوغزالان حرم رادرچمن آورده ام

 

آن نسیم خانه بردوشم که ازگلزار عشق

 بوی چندین لاله خونین کفن آورده ام

 

هر مسافر تحفه ای آرد برای دوستان

 هان ببینید این ره آوردی که من آورده ام

 

خاطرات تلخ و جانفرسای شام و کربلاست

 آنچه را از این سفر با خویشتن آورده ام

 

سینه ای از غم کباب و قامتی همچون کمان

 کتف و بازو نیلی از بند و رسَن آورده ام

 

در دل افسرده ام بنشسته هفتادودو داغ

 ماتم جانسوز هفتادودو تن آورده ام

 

از جفای کوفیان با اهل بیت مصطفی

 شکوه ها نزد رسول مؤتمن آورده ام

 

یارسول الله! حسینت را نیاوردم اگر

 یادگار ازیوسفت یک پیرهن آورده ام

 

شد سر او برسنان و جسم پاکش غرقِ خون

 رازها از آن سر و از آن بدن آورده ام

 

چون بنوشید آب یاد آرید کام خشک من

 این پیام از اوبرای مردوزن آورده ام

 

جسم عبدالله و قاسم دیده ام در خون و خاک

 این خبر با سوز دل بهر حسن آورده ام

 

جان سپرد از غم سه ساله دختری در شام و من

 حسرتی بردل ازآن شیرین سخن آورده ام

 

عاقبت پیروز گشتم گرچه بس دیدم ستم

 تک مدال افتخار اندر وطن آورده ام

 

پیش رو بگذاشتم آئینه مهر حسین

 تا مؤید را چو طوطی در سخن آورده ام

 




موضوع: بازگشت کاروان به مدینه، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/30 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو