امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


در میانِ داغِ سوزانِ حسین

ای عزادارِ عزیزِ فاطمه

قلب زهرا را بیا خوشنود کن

گاه کن نام حسن را زمزمه

 

هر چه داریم از حسن داریم ما

بی حسن، کِی از حسین آید سخن

گوشِ دل بسپار بر راسُ الحسین

زیرِ لب پیوسته گوید یاحسن

 

کربلا را مجتبی بنیان نهاد

 خود به غربت برد تا آخر پناه

از زمانِ کوچه با خود عهد کرد

تا بگیرد صبرِ زینب را گواه

 

کیست گوید از مقام مجتبی

مجتبی یعنی همه صبر و شکیب

زینتِ عرشِ خدا نام حسن

گر چه باشد او در این دنیا غریب

 

ما نمیبینیم اما این غریب

بقعه ای دارد فرازِ آسمان

در حریمش بهر تکریمِ حسن

مینهد جبریل سر بر آستان

 

یک حرم دارد ز کعبه خوبتر

در زمین نه، در قلوبِ اولیاست

دُرّ و یاقوت و زُمردهای سبز

زینتِ گلدسته های مجتباست

 

در دل هر مرد و زن دارد رواق

با شبستانی بنام قاسمش

هست بابُ القاسمش در سینه ها

مرغِ دل هر روز باشد عازمش

 

مُضجعی در قلبها دارد حسن

هر کسی را در حریمش راه نیست

دردمندان و غریبان زائرش

هر که گردد زائرش، گمراه نیست

 

سبزیِ رویش، ز شرم مادر است

زانکه شد نیلی ز سیلی روی او

چون در آن کوچه نشد کاری کند

دید جای پنجه تا ابروی او

 

بر دلش از نوجوانی زخم داشت

بس گرفت از چهره ی نیلی اثر

در همه عالم بگَردی، بی گمان

نیست مانند حسن پاره جگر

 

پاره های قلب او در طشت ریخت

دید زینب طشت را غرقِ بلا

وای از آنروزی که در بزم شراب

روبرو گردید با طشت طلا

 

بدتر از روز حسن، روز حسین

خیزران بود و لب و دندان او

ای زبانم لال، از جام شراب

ریخت دشمن بر لبِ عطشان او




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات