حضرت زهرا (س) بستر شهادت-زبان حال امیرالمومنین (ع)


حال و روزت را که دیدم با خودم گفتم برو

ناله هایت را  شنیدم با خودم گفتم برو

 

باورم اصلاً نمی شد درد خود مخفی کنی

آه! اندوهت که دیدم با خودم گفتم برو

 

داغ تو بدجور سنگینی کند‌بر شانه ها

از غمت بانو خمیدم با خودم گفتم برو

 

بستر پر خون تو دیگر مجابم کرده است

مثل یک شمعی چکیدم با خودم گفتم برو

 

فکر حیدر را نکن،دردت بجان مرتضی

من گریبان را دریدم با خودم گفتم برو

 

دیدن زخمی که داری می کُشد آخر مرا

بار هجرت را‌ کشیدم با خودم گفتم برو




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو