حضرت زهرا (س) کوچه بنی هاشم-زبان حال امام حسن (ع)


گفتم این اشک که مرحم بشود حیف نشد

مرحم آتشِ قلبم بشود حیف نشد

 

مادرم گفت نگو ،  سوختم از خاموشی

زینب ای کاش که مَحرم بشود....حیف نشد

 

فدک  و خانه‌ی امن و جگری بی آتش

گفتم ای کاش که با هم بشود حیف نشد

 

رفته بودیم بیاییم  مگر مادرمان

ذره‌ای راحت از این غم بشود حیف نشد

 

هرچه کردم به کناری بروند و برویم

راهی از کوچه فراهم بشود حیف  نشد

 

خواستم چادرِ مادر نخورَد خاک که خورد

جایِ او قامتِ من خم بشود حیف نشد

 

خواستم نشکند آنروز غرورم که شکست

مانع آنهمه ماتم بشود حیف نشد

 

کوچه‌اش سنگ و دلش سنگ و دو دستش سنگین

خواستم ضربت او کم بشود حیف نشد




✔️ موضوع : كوچه بنی هاشم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/28 | 08:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو