حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبان حال امیرالمومنین(ع)


درقابِ چشمهایِ همیشه بهاری ام

تصویرِ بی صدا کِشم از بی قراری ام

 

از ترس اینکه حالِ تو گردد وخیم تر

در سینه حبس میکنم این آه و زاری ام

 

باور نمی کنم که قرار است جان دهی

در این دیارِ کینه تو تنها گُذاری ام

 

آیا شود که باردگر پا شوی زجا

با هر تبسمت بنمایی تو یاری ام

 

تا آه میکشی زسرِ زخم هایِ باز

من شاهدِ سه چشمه وصد لاله کاری ام

 

دارد نفس نفس، بدنت آب میشود

از دیدن نفس نفس تو فراری ام

 

تکلیف بود زانویِ خود را بغل کنم

ورنه همان امیر و یلِ ذوالفقاری ام

 

اذنی بده که خون لبت شستشو کنم

با اشکهایِ غربتِ ازدیده جاری ام

 

با خانه ای خراب و یتیمان ِ بی قرار

در این دیارِدرد ، به که می سپاری ام

 

با گریه هایِ ساکت تو تیر میکشد

مابین دنده ها و جناقِ کناری ام




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/1 | 11:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو