حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبان حال حضرت زهرا(س) با امیرالمومنین(ع)


تو که از پا نمی اُفتی چه شد از پای افتادی

چرا زانو گرفتی در بغل در جای افتادی!

 

تو تنها نیستی، مظلومِ من! کُفوَت مگر مُرده

به پیش چشم خونبارم، چنین مَنمای، افتادی

 

ز های و هویِ تو میدانِ عزم و رزمها پُر بود

چه شد ای حیدرِ زهرا ز هوی و های افتادی

 

تو مأمور سکوتی، من ولی مأمورِ فریادم

مبادا آنقدر گِرییده ای؛ کز نای افتادی

 

علی! ایکاش میمردم، نمیدیدم تو کَت بسته

بزیر دست نامردانِ بی پروای افتادی

 

ندارم تاقتِ شمشیر، بالای سرت، هرگز

تو قرآنی، نبینم گیرِ دشمن آی، افتادی

 

زمانی بی سپر بودی ولی حالا سپر داری

ز پا اُفتم که با تو کس نگوید؛ های! افتادی!

 

تمام زخمهایت را تلافی میکنم یک یک

که دیدم در ٱحد پایِ نبی از پای افتادی

 

تو خواهی دید،کز این دردِ مالامال می ٱفتم

نبینم من که از غصه، تو پایا پای افتادی

 

مگر پهلو گرفته، کشتی اَت، ای پهلوان!برخیز

چه شد در ساحل خونینِ بستر، وای افتادی

 

حلالم کن علی! این رأی فرداها بکار آید

اگر امروز از تزویرِ چندین رأی افتادی

 




✔️ موضوع : وصیت و بستر شهادت،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 06:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات