حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


سخت آزرده شد و وقتِ سفر درد کشید

بسکه از دست قضا، دستِ قدَر درد کشید

 

تار میدید و شنیدم که حدودِ دو سه ماه

با همان چشم ِ ورم کرده و «تر» درد کشید

 

از همان لحظه که، گستاخیِ آتش گل کرد

جگرش سوخت و از داغِ پدر درد کشید

 

میخ با آتش و دیوار تبانی می کرد

بیهوا تا که لگد خورد به «در»! درد کشید

 

جانش آمد به لب و آنچه نباید می شد

تا که شش ماهه پسر گشت سپر درد کشید

 

پشتِ در آیه ای از سورۂ کوثر جان داد

گفت «یافضّه خذینی» و کمردرد کشید

 

با همان دست که با آه می آمد بالا

دستمالی به سرش بست و چه سردرد کشید

 

در خودش ریخت غمش را همۂ روز، ولی...

شب چه بیتاب شد و تا به سحر درد کشید

 

به علی(ع) گفت عزیزم به خدا رفتنی ام

خودش از گفتنِ این حرف و خبر درد کشید

 

بارها دست به زانو زد و برخواست علی(ع)...

تا که تابوت بسازد چقدَر درد کشید!




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/2 | 05:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic