حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


تو هم تا نفس داشتی سوختی

تو هم پشت در پابه پام اومدی

ولی آرزو داشتم لااقل

میموندی و مادر صدام میزدی

 

نذاشتن که حتی به دنیا بیای

نذاشتن ولی تو مسیح منی

نشد آخرش هم ببینیم که

شبیه علی یا شبیه منی

 

چقد زینبم آرزو داشت که

داداش محسنش رو ببینه ..نشد

میدونی حسینم چقد دوس داشت

پا گهواره ی  تو بشینه ... نشد

 

تو هم بی نشونی مث مادرت

نه..قدرت واسه هیشکی معلوم نیست

اینم حکمت با علی بودنه

کی عشقش علی هستو مظلوم نیست

 

تا دیدی درو بالگد میزنن

تا دیدی غریبم ، شدی غیرتی

تو هم سنگ عشقو به سینه ت زدی

ولی آه...میخ در لعنتی

 

بمونه واسه بعد حرفای سخت

بمونه واسه چند سال دیگه

واسه روزی که صحبت کربلاس

تو خیمه یه مادر به بچه ش میگه

 

عزیزم میخام روسفیدم کنی

برو هرچی دارم فدای حسین

نذاری بگن که بابات بی کسه

گلوتو سپر کن برای حسین

 

سه تا میخ در یا سه شعبه ...چی بود

یکی گفت پسر رو نشونه بگیر

علی اصغر اونروز محسن شدو

رباب پیش زهرا نشد سر به زیر

 




✔️ موضوع : شهادت محسن بن علی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو