حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کوه غمی بی حساب روی سر افتاده بود

خانه ی وحی خدا،در شرر افتاده بود

 

دومی بی حیا لگد به در می زدو

مرغ زمین خورده بی  بال و پر افتاده بود

 

به سینه ی همسرم رفت فرو میخ در

فاطمه در موج خون،غوطه ور افتاده بود

 

بس که در خانه را فشار داده،شکست

امید من یار من زیر در افتاده بود

 

با که بگویم همه از روی در رد شدن

جان عیال علی در خطر افتاده بود

 

پشت در سوخته شد سپر من ولی

خود وسط کوچه ها بی سپر افتاده بود

 

مگر به کوچه زن حامله را می زنند

آه که از نخل دین،برگ و بر افتاده بود

 

برگ و بر این درخت محسن ششماهه بود

که له شده روی خاک،از شجر افتاده بود




✔️ موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/11/8 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات