حضرت زهرا(س)-شام غریبان


خورشید عمر کیست که بر بام می‌رود

بر دوش شب نشسته و آرام می‌رود

 

مجهول قدر اوست که مخفی‌ست قبر او

از بی‌نهایتی به سرانجام می‌رود

 

در نوبهار غارت طوفان خشن‌ترست

در دست او شکوفه‌ی بادام می‌رود

 

او هست جلوه‌گاه حیا، غیرممکن‌ست

بر دوش بی‌لیاقت هر عامّی رود

 

تشییع می‌کند همه‌ی هست خویش را

بی‌یاوری که خسته در این شام می‌رود

 

این گفتگوی ساکت مردی شکسته است

مردی که زخم‌خورده‌ی دشنام می‌رود:

 

زهرا پس از تو خار به چشمم گذاشتند

زهرا پس از تو تیغ بر این کام می‌رود




✔️ موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 09:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو