حضرت زهرا(س)-شام غریبان


آنشب که شب از صبح محشر تیره تر بود

آنشب که از آن مرغ شب هم بی خبر بود

 

آنشب که خون از دیدهء مهتاب میریخت

اسما برای غسل زهرا آب میریخت

 

باید علی صد بار دست از جان بشوید

تا که به پیراهن تن جانان بشوید

 

می دید پامال خزان ها لاله اش را

می شست جسم یار هجده ساله اش را

 

می شست در تاریکی شب مخفیانه

گه جای سیلی گاه جای تازیانه

 

می شست جسم همدم و دلداده اش را

قرآن زیر دست و پا افتاده اش را

 

می شست در تاریکی شب جسم خسته

می کرد دستش لمس بازوی شکسته

 

آرام بود اما وجودش مشتعل بود

از مادر و از چار فرزندش خجل بود

 

آهی کشید و زد گره بند کفن را

می سوخت و می دید مرگ خویشتن را

 

یک چشم بر یاس کبودش در کفن داشت

یک چشم دیگر بر حسین و بر حسن داشت

 

از بی کسی در بال هم، سر برده بودند

گویی کنار جسم مادر مرده بودند

 

داغ دل مولا دوباره گشت تازه

ریحانه ها را خواند پای آن جنازه

 

کای گوشه گیران شب غربت بیایید

آخر وداع خویش با مادر نمایید

 

آیید و جان خویش را در بر بگیرید

از مادر خود توشه ای دیگر بگیرید

 

دو طائر بشکسته پر از جا پریدند

افتان و خیزان جانب مادر دویدند

 

دو دسته گل گلبوسه از کوثر گرفتند

قرآن خون آلوده را در بر گرفتند

 

ناگاه از آن خونین بدن آهی برآمد

با ناله بیرون دستهای مادر آمد

 

بشنید گردون نالهء منصوره اش را

بگرفت قرآن در بغل دو سوره اش را

 

میخواست بی تابی ز طفلان جان بگیرد

میرفت تا عمر علی پایان بگیرد

 

ناگه ندا آمد علی بشتاب بشتاب

دردانه های وحی را دریاب دریاب..




✔️ موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 09:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic