امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


به یک جمله بده بر قلب این دلداده تسکینی

به لبخندی خلاصم کن ازین هجران و غمگینی

 

تمام عمر با فکر و خیالت رفت، تا شاید

دمی هم صحبتت باشم، عجب رؤیای شیرینی

 

کنار من نشستن کسر شأنت بود اما گاه

نمی افتد مگر راه کریمان سوی مسکینی

 

جوانی رفت و گفتم وقت پیری محضرت باشم

ولیکن زنده می مانم، نمی دانم، چه تضمینی؟!

 

همه نوکر شدیم و روضه برپا کرده ایم آقا

به این امید تا شاید میان روضه بنشینی

 

"شنیدن کی بود مانند دیدن" آن چه را یک عمر

شندیم از مصیبت های این ایام، می بینی

 

علی مأمور بر صبر است و زهرا راهی میدان

چه صبر سخت و دشواری، عجب اندوه سنگینی

 

تصور کن ولی الله با چشمان خود باید

ببیند می خورد بر روی گل، سیلیِ گلچینی

 

سقیفه ریشه بود و نینوا محصول آن ریشه

شهید جهل امت شد، امام و پایه ی دینی

 

صدای تشنه ای از گودی گودال بالا رفت

میان هجمه ی سرنیزه های رو به پایینی




✔️ موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/11/9 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic