حضرت ام البنین(س)-مصائب


دوباره عالمی باغم عجین است

وفات حضرت ام البنین است

 

همان بانو که عطر یاس دارد

جوانمردی چنان عباس دارد

 

همان بانو که قلبش منجلی بود

پس از زهرا مددکار علی بود

 

چوبودی لایق فضل وعنایت

قدم بگذاشت در بیت ولایت

 

 

زعشق فاطمه درتاب وتب بود

چه گویم من که دنیای ادب بود

 

خدا وقتی به حیدر یاس را داد

وبر ام البنین عباس را داد

 

همه دیدند اشک شوق افشاند

گلش رادور ثارالله گرداند

 

بگفتا این پسر این نور عینم

شود یاسم فدائی حسینم

 

اگر عباس او حبل المتین است

گلی از گلشن ام البنین است

 

زمان بگذشت ودل غرق ولا شد

حسین چون راهی کرببلا شد

 

به همراه حسینش کرد راهی

سه نور پر فروغ وقرص ماهی

 

مبادا پور زهرا واگذارید

حسین فاطمه تنها گذارید

 

زعشق مرتضی در شور وشینید

عزیزانم فدائی حسینید

 

به دشت کربلا غوغا به پا شد

همه گلهایت ای مادر فدا شد

 

ابوفاضل به موج خون شنا کرد

سر وچشم ودو دستش را فداکرد

 

زمین خورد و زعالم دلبری کرد

که بر عباس زهرا مادری کرد

 

خزان شد جملگی گلهای باغت

دوچشمت اشکی وبرسینه داغت

 

به دلها بس شرر انداختی تو

شبیه چهارتربت ساختی تو

 

مدینه شاهد نوحه سرائیت

دل غمدیده سوز کربلائیت

 

نوای مادری اشک دو عینت

گهی از داغ عباس وحسینت

 

نبودم کربلا زاری نمایم

به گلهایم عزادرای نمایم

 

قدم خم گشته و زار وحزینم

اگر ام البنینم کو بنینم

 

دم اخر شدو وقت جدائی

الا عباس نام اور کجائی

 

کجائی مادرت چشم انتظار است

برای دیدن تو بیقرار است

 

کشد پر مرغ روح من زسینه

عزادارش شده شهر مدینه

 

تو بر دلهای بشکسته نویدی

امید قلب نالان (سعیدی) 




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/11/18 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic