پیامبر اعظم(ص)-بعثت


فصلی از نور ورق خورد و زمان روشن شد

به زمین آمدی و چشم جهان روشن شد

 

آمدی مونس تنهایی انسان باشی

سبب ریزش خیر از لب باران باشی

 

آمدی کینه ز دلهای بشر رانده شود

مهربانی خدا با تو شناسانده شود

 

تکیه بر شانه ی لبخند تو میداد جهان

ماه و خورشید به دنبال نگاهت نگران

 

خاک تا عطر قدمهای تو را می بویید

باغ در باغ، بهشت از نفسش می رویید

 

"نشنیده ست کسی زخم زبانت را نه

جان خود میدهی و مال امانت را نه "

 

و خدا خواست که پایان رسالت باشد

خواست بر دوش تو این بار امانت باشد

 

پیک نور است خبر از سحری آورده

از عزیزی به حبیبی خبری آورده

 

ایستاده ست خدا محو تماشا "اقرَأ"

چشم و گوشند همه عالم بالا  "اقرَأ"

 

تو بخوان رونق بازار رطب را بشکن

گوشه چشمی بکن و شیشه ی شب را بشکن

 

عطر گیسوت گرفته همه ی عالم را

آبرو داده به تکریم، بنی آدم را

 

حُسنی از یوسف و داوود و مسیحا داری

"آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری"

 

با خودت جلوه ای از عرش برین آوردی

سیزده شاخه طوبی به زمین آوردی

 

بولهب ها  همه از جذبه ی تو حیرانند

"عشق داند که در این دایره سرگردانند"

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در بندت

همگی در به در رایحه ی لبخندت

 

نفست گرم الا کودک چوپان حجاز!

آیه در آیه بخوان از تب باران حجاز

 

"بِاسْمِ رَبّک..." بگشا دفتر دانایی را

هدیه کن دست خدا این همه زیبایی را

 

"أَنذِر…"ای عشق در این قوم اگر مردی هست

چشم در چشم خطر گر که هماوردی هست

 

پس همانها که زچشمان تو سر چرخاندند

"ها علی بشر کیف بشر" را خواندند

 

ماه را بر سر دست تو تماشا کردند

پشت هم معجزه دیدند و حاشا کردند

 

قصه از وادی عشق است و ندارد پایان

چشم این بادیه شور است، حذر کن باران!




✔️ موضوع : عید مبعث،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 05:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو