بعثت پیامبر اعظم(ص) - مدح امیرالمومنین(ع)-اجتماعی سیاسی


بی مهر علی این ، دل در دام نمی آید

جز وِردِ علی ما را ، در کام نمی آید

 

شد حُبّ علی ما را  از روز ازل روزی

ساقی بسوی مستان  بی جام نمی آید

 

آدم که شده مسجود  حق را به علی بشناخت

وَر نَه ز هبوطش این  اکرام نمی آید

 

نوح از کرَم مولا  شد ناجیِ قوم خویش

وَرنَه نظرِ لطفی  مادام نمی آید

 

آتش که گلستان شد  بر حضرت ابراهیم

دانست که بی مولا  فرجام نمی آید

 

عیسی دمِ گرم خود  از ذکر علی دارد

وَر نَه به دعای او  الزام نمی آید

 

موسی دل دریا را  بشکافت بنام او

ورنه مددی در آن  هنگام نمی آید

 

همراهِ پیمبرها  مخفی است علی، اما

همراه نبی جز با  اندام نمی آید

 

در فلسفه ی بعثت  سِرّیست نهان حق را

بی حبِّ علی دینِ  اسلام نمی آید

 

اسلامِ پیمبر جز  ابلاغِ ولایت نیست

جز امر علی امری  اعلام نمی آید

 

رمزیست در این نکته  رازیست در این جمله

جز سِرّ علی در گوش  پیغام نمی آید

 

در قلب محمد حق  تمثالِ علی بنهاد

زین رو به لبش غیر از  این نام نمی آید

 

فرمود: سخن با تو  با صوت علی گویم

چون جانِ تو جز با او  آرام نمی آید

 

آیاتِ خداوندی  با لحنِ علی زیباست

بی صوت علی این کار  انجام نمی آید

 

هر سوره امینِ وحی  با ذکر علی آورد

جبریل که بی اِذنش  اعزام نمی آید

 

چون ختم رسل هر بار  تا غار حرا میرفت

میدید که جز مولا  همگام نمی آید

 

هر جا که رود احمد  آنجاست علی قبله

از هیچ مصلّایی  ناکام نمی آید

 

بی یادِ علی هرگز  قرآن نشده نازل

در ذهنِ نبی هرگز  اوهام نمی آید

 

در منطقِ پیغمبر  شک نیست علی مولاست

در گفتنِ این مطلب  ابهام نمی آید

 

این هست نبی الله  او هست ولی الله

بی همرهیِ مولا  یک گام نمی آید

 

از یک شجرند این دو  یک ریشه و یک ساقه

دین بی شجرِ طوبی  تا بام نمی آید

 

این دین نبوی، اما  ذاتی علوی دارد

بی ذات کسی در هیچ  اِفهام نمی آید

 

او کاشفِ کرب است و  از یار زُداید غم

تا هست علی او را  آلام نمی آید

 

این قصرِ مَشید است و  آن بِئرِ مُعَطَّل شد

بی عدل که اجرای  احکام نمی آید

 

او تیغ دو دم دارد  در پنجه علَم دارد

دین جز به علی تا این  ایام نمی آید

 

شد جانِ نبی حیدر  جانانِ نبی حیدر

جز او شبِ جانبازی  در دام نمی آید

□  □  □

بس دور و برِ احمد  او شد سپرِ احمد

فرمود ترا غیر از  زهرام نمی آید

 

زهرا سپرِ او شد  دفعِ خطرِ او شد

فرمود که یاری بر  مولام نمی آید

 

بانو چه تلافی کرد  در کوچه طوافی کرد

میگفت دگر وقتِ  اقدام نمی آید

 

بهتر که بمیرم در  مظلومیَت ای حیدر

جز این به تلافی از  بابام نمی آید

 

از سینه و از پهلو  خون ریخت و میفرمود:

هرگز به برِ ظالم  آرام نمی آید

□  □  □

با خویش مگو از چه  آقام نمی آید

تا  کس نکند سعیی  اَنعام  نمی آید

 

هر قافله در هر راه  گردید اگر آگاه 

در گوشِ دل از دشمن  پیغام نمی آید

 

ما امتِ زهراییم  ما شیعه ی مولاییم

دشمن نکند تهدید  کس رام نمی آید

 

ایران ز دوصد تحریم  هیهات شود تسلیم

آنروز نخواهد دید  آن شام نمی آید

 

دستِ طمعِ دشمن  کن قطع از این کشور

خیر و برکت از این  برجام نمی آید

 

دستِ طمعِ مفسد کن قطع ز بیت المال

ای شیخ تو را خیر از اقوام نمی آید

 

مسئول قضا باید بر دار کِشد فاسد

فریادِ عدالت بی اعدام نمی آید

 

یاریِ علی باید  تا منتقمَش آید

تا شیعه مهیا نیست  صَمصام نمی آید

 

ما یار علی هستیم  غمخوار علی هستیم

کس در دو جهان چون ما  خوشنام نمی آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید مبعث، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/2 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات