حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


سلام میکنی و حق تو را سلام می کند

به احترام مقدمت نبی قیام می کند

ملک به پای گریه ات گریه مدام می کند

نگاه تو معجزه های بی کلام می کند

پادشهانِ مکه را چنین غلام میکند

  

ببین که حال مصطفی چقدر با تو عالی است

که عرش فرش خانه ات و یا همان حوالی است

ولی ظروف سفره ات هنوز هم سفالی است

برای وصف تو چقدر دست شعر خالی است

خدا برای مدح تو خود اهتمام می کند

 

چه عاشقانه آمدی به یاری پیمبرت

چقدر با لیاقتی که فاطمه است دخترت

همین شده است خار چشم دشمنان ابترت

مریم و اسیه چنین نشسته اند در برت

خادمی تو را بگو، بگو کدام میکند

  

گاه برای زندگی چه زود دیر میشود

بهار هم پس از تو از شکوفه سیر میشود

شغال شهر می رسد دوباره شیر میشود

دل شکسته ات از این قضیه پیر می شود

همین که یاد کوچه یاد ازدحام میکند

 

مادر مادر حسن، مادر مادر حسین

چه آمده سر حسن،چه آمده سر حسین

نوگل پرپر حسن، علی اکبر حسین

خون به گلوی مجتبی، تیغ به حنجر حسین

و باز گریه کار شعر را تمام می کند...




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 06:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic