حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


ماهی و دلگرمی خورشید از تو بوده

پشت و پناه وحی و توحید از تو بوده

توفیق دین بی شک و تردید از تو بوده

کمتر سخن در مدح و تمجید از تو بوده

بانوی با خیر و فضیلت یا خدیجه!

ای دست و بازوی نبوت یا خدیجه!

 

تو اولین بنیانگذار عشق بودی

عشقت محمد بود و یار عشق بودی

پروانه ای دور مدار عشق بودی

از جان و از دل پای کار عشق بودی

سرمایه ات را در دکان عشق دادی

عاشق شدن را تو نشان عشق دادی

 

زن بودی و "مردی" به مردان یاد دادی

بانو! به زنها دین و ایمان یاد دادی

عاشق شدن را به جوانان یاد دادی

آدم‌شدن را هم به انسان یاد دادی

گویند شغل انبیا آموزگاریست

شأن شما هم کمتر از پیغمبران نیست

 

درظلمت شب می شدی مهتاب بانو

مادربزرگ حضرت ارباب، بانو!

بعد از تو عالم می شود بی تاب بانو

از داغ تو دردانه ات شد آب بانو

بعد از شما دختر شدن هم دردسر داشت

خواهر شدن، مادر شدن هم دردسر داشت

 

رفتی و "عام الحزن" شد هر سال بی تو

احمد شده یک بلبل بی بال بی تو

زهرای تو هی می رود از حال بی تو

روزی همین زهرا ... ته_ گودال... بی تو...

آتش به جان ها می زند با شور و شینش

عالم به هم ریزد از داغ حسینش

 

گودال و زهرا و حسین و شمر و خنجر

یک گام عقب تر چشم های خیس خواهر

شمشیر دارد می برد... الله اکبر

ناگاه بالا می رود از نیزه ها، سر

زینب کنار قتلگاه از دور می دید

از بس تنش را زیر و رو کردند پاشید

 

سر رفته و از این بدن چیزی نمانده

بر پیکرش از پیرهن چیزی نمانده

بس نیزه خورده از دهن چیزی نمانده

جز بوریا جای کفن چیزی نمانده

دار و ندار خیمه ها رفته به غارت

این بچه ها ماندند و یک رخت اسارت




✔️ موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/14 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات