مناجات با خدا


دلبر دلش گرفته، دلدار گریه كرده

عاشق همیشه وقت، دیدار گریه كرده

 

به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود

از توبه گنهكار ، غفار گریه كرده

 

درد مریض را جز، درد آشنا نفهمید

گاهى طبیب هم با، بیمار گریه كرده

 

شرمنده از گناهان، دانى مثال ما چیست؟

خانه خراب زیرِ، آوار گریه كرده

 

شب زنده دارها را، طورى دگر خریدند

طوبى برآنكه تا صبح، بیدار گریه كرده

 

یك شهر را دعاى، یك مست زنده كرده

مستى كه در مناجات، هشیار گریه كرده

 

در كسوت گدایى، حرفى بلد نبودیم

سائل همیشه جاىِ، اصرار گریه كرده

 

با گریه طفل هرچه، كه خواسته گرفته

حاجت گرفته كودك ، هربار گریه كرده

 

مارا فقط دعاى، زهرا نجات داده

مادر براى طفلش، بسیار گریه كرده

 

بر حال مادر ما، در بین آتش و خون

دیوار دم گرفته ، مسمار گریه كرده

 

كفاره ی گناهِ، مارا حسین داده

ارباب بین گودال، خونبار گریه كرده

 

یك یاحسین گفته، وا كرده روزه اش را

آن تشنه كه زمانِ، افطار گریه كرده

 

آب فرات آخر، تا خیمه ها نیامد

با مشك از خجالت، صدبار گریه كرده

 

كف مى زدند لشكر ، قلب رباب مى سوخت

او بینِ خنده هاى، اغیار گریه كرده

 

زیر عبا چه چیزى، پنهان نموده ارباب

سرخ است چشمهایش، انگار گریه كرده

 

گهواره بعد اصغر ، در دست ابن سعد است

گهواره در حراجِ، بازار گریه كرده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات