امیر المومنین(ع)-شب شهادت


به گردِ بسترِ تو دادِ بیداد

نشسته دخترِ تو دادِ بیداد

چه سازم با دلِ خود وای ای وای

چه سازم با سرِ تو دادِ بیداد

 

یتیمی گفت  مادر مرکبم کو

فقیری گفت که شمعِ شبم کو

دوچشمانت چرا تار است امشب

مرا کشتی نگو که  زینبم کو

 

طبیب آمد سرش را هِی تکان داد

مرا دستِ بلایی بی امان داد

طبیب امشب چه در گوشِ حسن گفت؟

زمین خورد و کفنها را نشان داد

 

زمانِ سوختن‌ها مانده باقی

غمِ عریان بدنها مانده باقی

به من حق میدهی حالا بسوزم

دوتا از این کفنها مانده باقی

 

نگاهم را به این رفتن بدوزم

لباسِ مجلسِ شیون بدوزم

خیالم نیست راحت با حسینم

نشستم چند پیراهن بدوزم

 

مرا با دردهای کوفه مگذار

که با نامردهای کوفه مگذار

مرا حتی تو با شاگردهایم

و با ولگردهای کوفه مگذار




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/25 | 05:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic