مناجات با خدا-شب قدر


باز گویا هوای دل ابری ست

باز درهای آسمان باز است

من ولی تحبس الدعا شده ام

دل من باز فکر پرواز است

 

دیرگاهی ست با خودم قهرم

بسته بر وصله های ناجورم

سر من گرم زندگی شده است

از امام زمان خود دورم

 

غیبت و تهمت و ریا و حسد

جز اعمال واجبم شده است

از دهانم دروغ می بارد

معصیت قوت غالبم شده است

 

به فساد و حرام زل زده ام

چشم هایی که بی حیا شده اند

جایگاه خدا و خلق خدا

در دلم وای جا به جا شده اند

 

آمدم سمت خانۀ معبود

دل خوش از اینکه صاحبی دارم

پشت در ضجه می زنم: یا رب

باز کن کار واجبی دارم

 

گریه کردم صدا زدی من را

آمدم یا مسبب الاسباب

رو سیاهم نظر نما یا نور

یا سریع الرضا مرا دریاب

 

لکه های سیاه زندگی ام

یا کریم از شما چه پنهان است

درد دارم دوا نمی خواهم

یار درد من است و درمان است

 

ساتر العیب اگر نبودی تو

خلق با من چکار می کردند؟

پرده پوشی اگر نمی کردی

همه از من فرار می کردند

 

زشت و آلوده و خطا کارم

دارم اقرار می کنم یا رب

گرچه بی آبرو شدم اما

باز اصرار می کنم یا رب

 

جرم و کم کاری ام قبول، ولی

تو که از حال من خبر داری

"دوستان را کجا کنی محروم

تو که با دشمنان نظر داری"

 

جان مولا بیا در این شب ها

نظری کن که سر به راه شوم

مثل روز تولد از مادر

باز هم عاری از گناه شوم

 

شب قدر است و فرصت خوبی است

باز جوشن کبیر می خوانم

یک به یک اسم های خوب تو را

با دلی سر به زیر می خوانم

 

کمکم کن هر آنچه را دارم

خرج تطهیر جان و روح کنم

دور ظلم و گناه خط بکشم

بروم توبۀ نصوح کنم

 

قسمت می دهم به آقایی

کز میِ عشق فاطمی مست است

شب احیا گرفته قرآن را

بر سر خود، اگر چه بی دست است

 

قسمت می دهم به آقایی

که فدایی شده به جان حسین

غیرتش مثل ضربت حیدر

افضل من عبادت الثقلین

 

چه بگویم عمویمان عباس

روضه هایش همیشه مکشوف است

کاش این ها دروغ بود، ولی

قصۀ آن عمود معروف است




✔️ موضوع : شب قدر،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/23 | 01:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات