به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بقیع گفتی و دل را دوباره خون کردی

شرارِ غربت و غم را بجان فزون کردی

 

بقیع گفتی و شد تازه داغ دلهامان

مگو که قلب نبی را ز درد، خون کردی

 

سخن ز غربت و تخریبِ جنتُ الزهراست

دوباره زنده به دوران، غمِ درون کردی

 

چهار قبر غریب و چهار امام غریب

بقیع! چگونه تحمل تو تا کنون کردی؟

 

فرشتگانِ مقرب به عرشِ اعلا را

مقیم مُضجعِ بی سقف و بی ستون کردی

 

بهشت، گوشه ای از این قبورِ نورانیست

مرا به جنتِ فردوس رهنمون کردی

□  □  □

ز دیده خون رود و ناله ای حزین آید

بیادِ یاسِ مدینه، که واژگون کردی

 

مدینه گفتی و در شعله سوخت گیسویی

دوباره خاطره ی کوچه را برون کردی

 

تو دیده ای که در آتش، حریمِ زهرا سوخت

به شعله عصمتِ حق را نظاره چون کردی؟

 

نبود باورمان، زیر پا رود مادر

و تو سکوت بر آن دشمنِ زبون کردی!

 

تو دیده ای که لعینی به یاس، سیلی زد

چسان ملاحظۀ آتشِ جنون کردی؟

 

چه بَد معامله با یار کردی، ای امت

امام را تو رها، خصم را مصون کردی

 

بپای خیز مسلمان! سپاهِ مهدی باش!

به کنجِ خیمه ی عزلت چرا سکون کردی؟

□  □  □

یمن به ناله در آمد، علیهِ آلِ سعود

سراسرِ وطنم را تو لاله گون کردی

 

و غزّه با دلِ پر آه، با یهودی گفت:

که مرگ بر تو، جهان را تو غرق خون کردی!




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/10 | 03:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات