امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل یک خواهش لبریز حیا آمده بود

از هیاهوی فراگیر رها آمده بود

 

با دل ساده و باران زده اش نجوا داشت

که چرا دیر به حج فقرا آمده بود

 

رعیت سوخته از غم به پناهندگیِ

سایه ی چتر معین الضعفا آمده بود

 

گره زد زلف دلش را به ضریح خورشید

"هر چه درد است به امید دوا امده بود"

 

او که با پای عصا سخت قدم بر می داشت

حال با پای خودش رو به شما آمده بود

 

دل ویران شده، آباد شد و بر میگشت

آنکه چون شهر پس از زلزله ها آمده بود

 

راه صد ساله که درویشِ طریقت می رفت

زائرت یک شبه آنرا به خدا آمده بود

 

بر لبش در دل ظهری غزلی ابری داشت

شاعری باز به دنبال عبا آمده بود

 

صحن آزادی و لبخند تو پایان کسی ست

که به پابوس غریب الغربا آمده بود 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic