امام رضا(ع)-مدح و مناجات


منِ ناقابل و این لطفِ فراوان نه عجب

سائلِ خسته و آقاییِ سلطان نه عجب

 

من درِ خانۀ اربابِ کرم آمده ام

دادنِ مُلک دو دنیا به گدایان نه عجب

 

حاجتم نیست به من مُلک و مَلک بخشیدن

لیک لبخند تو ای شاه خراسان نه عجب

 

زندگی را به تو مدیونم و خود میدانم

بندگی خواستن از درگه سلطان نه عجب

 

با رضا حرفِ دلم، جان جواد این جمله است:

سر به پای تو چو آهوی گریزان نه عجب

 

دیدنِ گنبد و گلدسته چه زیباست، ولی

دیدن روی تو ای خسرو خوبان نه عجب

 

از تو و جدِّ تو و مادر تو نیست بعید

حرفِ مِنّا شدنم با تو، چو سلمان نه عجب

 

هم‌نشینیِ سحر با تو چه حالی دارد

روضه خوانِ تو شوم با دلِ سوزان نه عجب

 

بدنِ بی سرِ ارباب اگر بی کفن است

بر سرِ نیزه رود قاری قرآن نه عجب

 

چه بگویم ز غمِ عمَّتیَ المَضروبَه

این که در شام شود جزوِ اسیران نه عجب

 

آن که در کوفه به زندان بلا می افتد

با سه ساله برود گوشۀ ویران نه عجب




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/04/25 | 06:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات