امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


پَر پَر زدی و بال و پَر تو رها نشد

آه…ای غریب، راه گلوی تو وا نشد

در ازدحامِ زخمِ تنت نیزه جا نشد

 از روی سینه تو چرا؟! شمر پا نشد

 

با دست و پا زدن نفست تنگ می شود

 بی حالی و نصیب سرت سنگ می‌شود 

 

 دیدی هِلال آب نیاورد و دیر شد

 دیدی که کهنه پیرُهنت غرق تیرشد

دیدی تمام پوشش تو یک حصیر شد

زینب کنار جسم تو یکباره پیر شد

 

طاقت بیار، لشکرت ای شاه می رسد

طاقت بیار ، مادرت از راه می رسد

 

 ای کاش چوب کفر به ایمان نمی زدند

با خیزران به قاری قرآن نمی زدند

 آتش به خیمه های پریشان نمی‌زدند

نیزه به پهلوی تو حسین جان ،نمی زدند

 

از نعل ها سراغ تنت را گرفته ایم

 از دست "بوریا" کفنت را گرفته ایم

 

یک عده روی غارت سر شرط بسته اند

 یک عده روی خُود و سپر شرط بسته اند

یک عده روی  مشک قمر،شرط بسته اند

ای وای...روی زیور و زر شرط بسته اند

 

من تازیانه می خورم و تو نفس بگیر

برخیز و معجری که ربودند پس بگیر

 

#دروغ_روضه_بخوانید

 

 اصلا کسی به آینه سنگ جفا نزد!

آن پیرمرد روی تنت با عصا نزد!

در قتلگاه هیچ کسی دست و پا نزد!

با نیزه بر گلوی تو آن بی حیا نزد!

 

مادر دوباره مونس و تنها کَسَت شده

بر گرد سمت خیمه که "دلواپست" شده




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 06:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic