حضرت زینب(س)-مصائب


غمی از سینه ام نزد بیرون هر چه بر سر زدم هیاهو را

مردگان مرا صدا بزنید ،آه ای ضجه های عاشورا

 

اگر اینگونه شاد می گریم همه از برکت مصیبت اوست

همه از یمن این عطش ،که زده ست ،رگ بارانیِ فراسورا

 

قطره قطره اسیر واشدنم  ،شعله شعله شهیدم از حسرت

روضه ی تشنه ای درون سرم،موبه مو خوانده راز گیسو را

 

به غزلهای تشنه مانده قسم،به خدایی که اینچنین زیبا

به ظرافت نشانده در دلِ هم،نیزه و سینه ،تیر و ابرو را

 

که من از چشم بادها دیدم ،شعله در خیمه ی حرم می سوخت

خواهری در پی برادر تا....لحظه ی سر بریدنِ اورا...

 

ونبیند به غیر زیبایی،خواهری دلشکسته،خسته،اسیر

وقتی از کودکی چنین دیده ست،داغ دیوار و میخ و پهلو را

 

غمی از سینه ام نزد بیرون هر چه بر سر زدم هیاهو را

مردگان مرا صدا بزنید ،آه ای ضجه های عاشورا

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 01:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic