امیرالمومنین(ع)-شهادت

 

من منتظر نشسته ام اما نیامدی

تنهاترین مسافر دنیا! نیامدی

انبان به دوش هر شبه ی کوچه های شهر

دیگر چرا به دیدن ماها نیامدی

اصلاً قرار بود که بابای من شوی

این چندمین شب است که بابا نیامدی!

من روی دوش تو چه قدر تاب خورده ام!

رفتم ز شانه های تو بالا…! نیامدی

بی دست های گرم تو بد خواب می شوم

کابوس دیده ام همه شب ها نیامدی

دیدم شکسته است ستون های آسمان

مسجد، نماز صبح، خدایا!… نیامدی

رفتی به سجده، بارقه ی تیغ و… بعد از آن

محراب غرق خون شد و بالا نیامدی

کابوس بود… من به خدا باورم نشد!

حتماً دلیل داشت که این جا نیامدی

شب تا به صبح، خیره به در… منتظر شدم

چشمم به در سفید شد اما نیامدی

خاکم به سر، خدا نکند، خواب من مگر

تعبیر می شود که تو بابا نیامدی؟!

از اشک های گوشه ی چشمان مادرم

پی برده ام به حادثه ای تا نیامدی

آری درست بود… گمانم درست بود

ای وای از این مصیبت عظمی نیامدی

×××

از وبلاگ شعر شاعر




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)، شام غریبان وبعد ازشهادت علی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/06/1 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات