حضرت ام البنین(س)-مصائب


ای به سپهر عاطفه بی قرین

ستاره ی مدینه، ام البنین

قدر تو در جهان نبوده معلوم

قبر تو در جوار چار معصوم

فاطمه دوم مرتضایی

مادر دیگری به مجتبایی

تو کیستی که با غم و زمزمه

پای نهی به خانه فاطمه

تو کیستی که با همه عزیزی

گفته ای آمدم کنم کنیزی

تو دیده ای که خانه ای سوخته

دخترکی چشم به در دوخته

محض دل تازه گلان حزین

نام تو فاطمه! شد امّ البنین

تا که نگویند حسینش چه شد

مدینه بین الحرمینش چه شد

رهی که از قبر تو تا فاطمه ست

مدینه، بین الحرمین همه ست

دامن عطر تو گل یاس داشت

جعفر و عبدالله و عباس داشت

تو آسمان و قمرش اباالفضل

تو مهر مادر، پسرش اباالفضل

تو دیده بودی که علی بی عدد

بوسه به دستان اباالفضل زد

آه نبودی تو که در علقمه

تیر و کمان بود به دست همه!

نمک به زخم جگرت می زدند

تیر به چشم پسرت می زدند

ساقی از دست شد و مست شد

ماه بنی هاشم بی دست شد

هر چه بگویند تو هم مادری

سخت، غم از سینه خود می بری

فاطمه آمد که تشکر کند

در عوضت دل ز غمش پر کند

غصه نیامدست در بند تو

در سفر چهار فرزند تو

آه چرا کرده صدایت بشیر؟

کجا خبر داشت برایت بشیر؟

داغ جوانان تو در گفته کرد؟

غم حسین خاطرت آشفته کرد؟

آه نگویم که حسینت چه شد

فاطمه جان نور دو عینت چه شد




✔️ موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/02/3 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات