امام مجتبی(ع)-مدح و شهادت

 

پر زد نشست کفتر شعرم به بام تو

وقتی رسید قافیه هایم به نام تو

جا خورده است شعر و غزل از مقام تو

 ارباب دومی و دو عالم غلام تو

اول امام زاده ی عالم حسن سلام

راه نجات عالم و آدم حسن سلام

ابن السحاب و زاده ی دریا چه گوهری!

خورشید هستی و کرمت ذره پروری

از درک شعر و مرثیه ها هم فراتری!

ارباب اگر تویی چه کنم غیر نوکری؟

بی دفتر و حساب، کریمانه می دهی

ساده، بدون قصر و کرمخانه می دهی

دستان بخشش و کرمت سبز یا حسن

 صاحب لوایی و علمت سبز یا حسن

زهرا نژادی و قدمت سبز یا حسن

یک روز  می شود حرمت سبز یا حسن ...

روزی که منتقم برسد از دعای تو

یک گنبد قشنگ بسازد برای تو

تابوت تیر خورده و یک قبر بی حرم

این هم جزای آن همه آقایی و کرم

وقتی به بال دل به بقیع تو می پرم

دنیا خراب می شود انگار بر سرم ...

«حتی نوادگان تو صاحب حرم شدند»

منسوب بر تواند و چنین محترم شدند!

گفتم بقیع، خون به دل واژه ها شده

 پر زد کبوتری و چه خاکی به پا شده!

از غصه هات پشت رباعی دو تا شده

روح از تن غزل به گمانم جدا شده

این جا به بعد شعر برای مدینه است

حال و هوای شعر هوای مدینه است

مادر، فدک، عدو و سه تا نقطه ناگهان ...

 گویا قیامت است زمین خورده آسمان

دستی و ضربه ای و حسن مانده مات از آن

 این شد شروع شام و کتک های کودکان

طوفان کربلا زِ همین کوچه پا گرفت

آخر حسن چه دید؟ زبانش چرا گرفت؟

روزی مصیبتی به پیمبر رسید و بعد

 باد خزان به کوچه ی مادر وزید و بعد

بابا ز جور حادثه در خون تپید و بعد

 نامردمی ز مردم دنیا کشید و بعد

بالا گرفت کارش و تشتی طلب نمود

پس داد با جگر همه خونی که خورده بود

آن روز در میان همان کوچه مُرد و رفت

 طاقت نداشت، یک نفس از کاسه خورد و رفت

در آخرین بغل پسرش را فشرد و رفت

 ارباب زاده را به حسینش سپرد و رفت

در کربلا حسن شو به جای پدر بجنگ

اصلاً نترس، بی زره و بی سپر بجنگ

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای رحیمی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/28 | 08:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات